امروز با
مطلبي درباره ي خانواده هاي مهرجويي از گاو تا سنتوري آپم.
شايد با
خوندن اين مطلب ها متوجه بشيد كه فيلم هاي مهرجويي تكرار خاطره است.
همه فيلم
هاي مهرجويي شبيه خاطره هامون است.يا حداقل دلمون رو خوش مي كند
كه در
همين شهر مهرجويي نفس مي كشد.
متاسفانه
يا خوش بختانه الان ديگه همه سنتوري
رو ديدند.كسي كه سال به سال سينما
نميره
حالا مي تونه سنتوري رو هزار بار
ببينه. پس فرق داره با كسي كه يك سال ونيم
منتظر سنتوريه.
ازتون مي
خوام اين مطلبا رو بخونيد و بگيد از كدوم فيلم مهرجويي خوشتون مي آد و
از كدوم
فيلم بدتون مي آد.
اگه سنتوري رو هم ديديد نظرتونو راجع به
فيلم,كارگرداني و بازي ها بنويسيد.
راستي يه
خبر:بهرام رادان به زودي با يكي از سايت ها درباره سنتوري گفت و گو
خواهد
كرد.
بغض تنهایی
لیلا در پی مراسم شله زرد
پزان با رضا دوست برادرش حسین آشنا می شود و از این آشنایی که بر بستر رابطه ای
خانوادگی ایجاد و آغاز شده است عشقی بین لیلا و رضا حادث و منجر به ازدواج أن دو مي شود.سالي بعد ليلا در روز تولدش در مي يابد كه نازاست و بحراني خانواده
كوچك ليلا را در بر مي گيرد كه رفته رفته پاي خانواده
هاي ديگر را نيز به ميان مي كشاند.نداشتن فرزند و تلاش براي داشتن آن,زندگي ليلا و رضا را عليرغمعاشقانه بودن به مرز فرو پاشي مي رساند و ليلا راهي جز ترك اين زندگي عاشفانه ندارد.اين رويكرد مهرجويي كه در فيلم هاي سارا,بانو و
حتي هامون نيز ديده مي شود,تاكيدي است مسلك مابانه كه
در شرايطي اين چنيني زن راه رهايي از وضعيت موجود و شرايطي را كه به آن مبتلا شده
است در ترك خانواده ببيند.
خلاصه داستان:
بعد از گذشت مدتي كوتاه از ازدواج ليلا و
رضا
آنها درمي يابند كه نمي نوانند صاحب فرزند
شوند.
عليرغم عشق وافر آنها به يكديگر رضا تحت
فشارهاي رواني
مادر و خواهران خود قرار مي گيرد.ليلا به
ازدواج مجدد
همسرش رضايت مي دهد و.....
مرور اجمالي عمده فيلم هاي سينماي مهرجويي
نشان مي دهد كه اساسا خانواده در آثار او شكننده,بحراني و به لحاظ روحي و رواني
ناامن تصوير شده است.علاقه افراطي مش حسن به گاوش كه تنها گاو روستا نيز هست و وابستگي و تعلق خاطر شديد او آن
چنان عمده و پررنگ نمايش داده مي شود كه تماشاگر تحت تاثير آن به دنبال فرزندان مش
حسن نيست و حتي سوالي در خصوص وجود و يا عدم وجودشان نيز به ذهن متبادر نمي شود.از
اين رو منظر خانواده كوچك مش حسن كه در او,همسر و گاوش خلاصه مي شود با مرگ گاو به فرو پاشي كامل مي انجامد.اقدام آقاي هالو نيز براي تشكيل خانواده با انتخاب دختري
تهراني, آن چنان به سرخوردگي مي انجامد.
استادان
مسلم بازيگري
سينماي
ايران
به همراه
كارگرداني همچون
داريوش
مهرجويي در فيلمي كه
هيچ وقت
كهنه نمي شود....
تقی پستچی نیز که به خاطر
مشکلات مالی به همراه همسرش در خانه نیت الله خان کار می کند،همسرش را تحت تهدید
امیال هوسرانانه برادرزاده او می بیند و از آنجایی که آدمی منفعل و عقیم معرفی شده
است آشفته تر می شود.او حقیرانه شاهد تجاوز به ناموسش شده و در اقدامی جنون آمیز
به قتلی دست می زند که بر بستر رابطه ای سرد و تجاوز به حریم خانواده صورت پذیرفته
است.
عباس آقا
سوپر گوشت در اجاره نشین ها بیوه مردی
است که با فرزند،مادر و خانواده برادرش در خانه ای در حال فروریزی زندگی می
کند.خانواده او به علت تفاوت های فرهنگی و موقعیت اجتماعی میان او و همسایگان و
برادرش نا آرام و دچار آشفتگی است.
سارا زن سنتی خانه دار پر
تلاشی که برای درمان بیماری همسرش بدون اطلاع او هزینه درمان را از شخص بی صلاحیتی
قرض می گیرد و فداکارانه می کوشد تا اقساط و بهره آن را سر موعد بپردازد،وقتی همسر
به ظاهر فهمیده آرام و خوش بر خوردش حقیقت ماجرا را در مي يابد نه تنها عمق و
كيفيت ايثار او را در نمي يابد بلكه تهمت هاي غير اخلاقي نيز به سارا روا مي دارد.
در بانو با همسري مواجه ايم كه خيانتكار است و به سفر هاي
طولاني مي رود. پس از مسافرت آخر او,بانو كه
تنهاست به كمك كرمعلي خان باغبان ملك مجاور و خانواده اش كه رانده و بي پناه شده
اند مي رود و انساندوستانه آنها را مي پذيرد.
اما رفته
رفته نگاه نامتوازن مهرجویی به خانواده به بروز مشخص فرد گرایی انجامید و از فیلم
هامون به بعد او علاوه بر تشریح مصور نابسامانی های اجتماعی و فرهنگی خانواده های
ایرانی،فردیت و در نهایت ترک مواهب و عزلت نشینی را به شرایط به ظاهر آرامو استقرار یافته ای که باور های کهن مردم در
تشکیل خانواده را معرفی می کند چیرگی داد.
مهشید و
هامون که به واسطه علایق فرهنگی و شبه روشنفکرانه شان رابطه عاطفی پیدا کرده و
عاشق هم می شوند.پس از ازدواج به سبب بروز تعارضات ناشی از اختلاف طبقاتی،فرهنگی و
اخلاقی در شرایطی قرار می گیرند که علایق مشترک و دلبستگی هایشان به هم کمرنگ شده
و تا متلاشی شدن خانواده کوچک سه نفره شان پیش می رود.مهشید که به قول دبیری،وکیل
هامون به بورژوازی فاسد پول پرست تعلق داشت به واسطه نوع تربیتشتنوع طلب،تجملاتی و از نظر تعلقات سرگردان و
دمدمی مزاج است.
علي سنتوري آيا غير از اين
بود كه مي خواست همين يادگار را بر فراز بي بقاي خاك بنشاند تا به زعم ايمان چون
كوهش ناپاك قلمداد نگردد.علي سنتوري آخرين شخصيت خلق شده توسط مهرجويي نيز به واسطه تعارض علايق و دغدغه هايش با
باور ها و اعتقادات خانواده اش عليرغم برخورداري از شمول مناسب خانواده,آن را ترك
مي گويد تا به دغدغه هايش بپردازد.
در اينجا
نيز چون هامون
و ليلا زندگي مشتركي با عشق آغاز مي شود,اما خانواده دو
نفره او همچون ديگر خانواده هاي آثار مهرجويي دوام نمي آورد و در اينجا نيز هانيه
همسرش اين حق را مي يابد تا علي را
كه از او چيزي جز فلاكت وحشتناك ناشي از فرديتي كه منجر به اعتياد و مثله شدن روح
و روانش شده,باقي نمانده است ترك كند.
او هنوز
هنر صدا, دست ها و عشقش را هرچند از دست رفته باشد دارد و هنوز با نگاهي عاشقانه
به جاي خالي هانيه در كنسرت آخر فيلم نگاه مي كند.
خوب
دوستان اميدوارم خوشتون اومده باشه
به اميد
موفقيت فيلمساز بزرگ كشورمان:داريوش مهرجويي
نظر
يادتون نره
دوشنبه سیزدهم اسفند 1386>
|
چهاردهه حضور درخشان در سطح اول سینمای ایران داریوش مهرجویی را به یکی از فیلمسازان شاخص این سینما بدل کرده است.سینمای جدی ایران با مهرجویی و گاوش آغاز می شود.فیلمسازی که در طول دوره های مختلف تاریخی،موفق شده آثار درجه یکی بسازد که اغلب آنها یک اتفاق مهم در سینمای ایران محسوب شده اند.با مهرجویی سینمای جدی ایران آغاز شد.با او چهره ی سینمای ایران به جهانیان معرفی شد و با او بود که مفاهیم روشنفکرانه از سوی طیف گسترده مخاطب مورد پذیرش قرار گرفت.
*** این وبلاگ تنها ، وبلاگی است برای خبررسانی از داریوش مهرجویی و شخص آقای مهرجویی هیچ گونه دخالت و نظارتی ندارد.